نظر شما در مورد این پست

باریکانی
به نظرم پرداخت به این مسائل با توجه به مورد تردید بودن تمامی روایات و اسناد اصلا درست نیست.
مطلب بیشتر یک فیلم افسانه ایست تا یک مستند قابل بحث.

خنجری
.مطلب شعيب بن صالح بسيار عالي و نغز بود. از زحمات شما متشكريم









 





 


 

 

شعیب ابن صالح کیست؟

یاوران امام زمان (عج)شعیب و علی فرزندان صالح طالقانیروستای اوانک

ظهور منجی بشر در دوران آخرزمان، باوری است قطعی و همگانی . ادیان و شرایع توحیدی و غیرتوحیدی و نیز بعضی از مکاتب بشری، نوید چنین روزی را به پیروان خویش داده اند . در این میان، اسلام با مبانی قوی نظری و عملی، موضوع ظهور را به صورت صحیح تبیین کرده و با راهکارهای مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظر مصلح را در میان جوامع اسلامی تبیین کرده است . واژه مهدویت و مهدی علیه السلام تبلور فرهنگ انتظار است که همه مسلمین، اعم از شیعه و اهل سنت در باور داشت آن، اتفاق نظر دارند .

‏در روایات برخى امور به عنوان نشانه‏هاى ظهور ذکر شده است. لیکن نمى‏توان قضاوت نمود کدام یک حتمى و کدام یک غیر حتمى است و نیز کدام یک به وقوع پیوسته و کدام یک در آینده به وقوع مى‏پیوندد.

از آن جمله در برخی روایات آمده است:

یکی از شخصیتهای برجسته عصر ظهور سید خراسانی است که بنا بر روایات با سپاهی انبوه از ایران قیام کرده و به سمت عراق پیش می رود ، شعیب بن صالح جوانی گندمگون و زیرک با ارده ای پولادین و بصیرتی شگفت فرمانده لشگر اوست.سید خراسانی و سپاهش با اصلی ترین دشمن امام زمان(عج) که سفیانی می باشد و عراق را اشغال نموده است ، وارد کارزاری سخت شده و بعد از شکست او ، با امام زمان(عج) بیعت نموده و لشگریانش را تحت اختیار امام زمان(عج) قرار می‏دهد.

در روایات فرمانده اصلي سپاه خراساني فردی بنام «شعيب ابن صالح»ذکر شده است .

بررسی روایات

بر اساس روایات،«شعیب» فرمانده سپاه طالقان است که به سید حسنی می‏پیوندد. در روستای «اوانک» طالقان، مقبره ای وجود دارد که به مقبره «شعیب بن صالح» معروف است و اهالی معتقدند که او از یاران خاص امام مهدی(عج) می باشد که در آخرالزمان رجعت می کند. درباره محل خروج او علاوه بر طالقان ،«سمرقند» نیز بیان شده است. طبق حدیثی از امام محمد باقر (ع) شعیب به همراه سید حسنی و لشگریان دارای پرچم های سیاه برای نبرد باسفیانی (از چهره های منفور پایان تاریخ) به حرکت در می آیند که پس مبارزه ای سخت او را شکست می دهند و به سوی غرب پیش می روند تا به بیت المقدس می رسند. با بررسی تعدد محل خروج شعیب حداقل می توان این مسئله را پذیرفت که «طالقان» یکی از مراکز فعالیت شعیب پس از خروج است. یوم الخلاص،کامل سلیمان،ص 1040 / ص1042

همچنين، آيت‌الله مولي نظر علي طالقاني- صاحب «كاشف الأسرار» در دو مجلد در باب عقايد اسلامي که در جلد اوّل آن مفصلاً در رابطه با حضرت حجّت(ع) و علائم ظهور بحث نموده در کتاب خود آورده است «طالقان» در زمره علائم ظهور مي‌باشد. ايشان احاديثي را از امام صادق(ع) در مورد طالقان نقل كرده است، از جمله حديث به این مضمون كه «جوان حسني از ديلم خروج مي‌كند و گنج‌هاي طالقان او را مدد مي‌كنند». ديلمان ييلاقي است مشتمل بر چند دهات و نزديك طالقان است. و ديگر حديث از حضرت مي‌فرمايد: «گويا جوانان اهل طالقان را مي‌بينم كه حربه‌ها به دست گرفته و به اسب‌هاي سفيد سوار شده و از بسياري شوق به سوي جنگ و جهاد سر و صدا مي‌كنند. سردارشان مردي باشد از قبيله تيمي يا تميمي، كه او را شعيب بن صالح گويند.». مؤلف گويد: از اين حديث شريف ظاهر مي‌گردد كه اين مردان از اهل رجعت‌اند و الآن در طالقان قبري است مشهور به قبر شعيب بن صالح و محل زيارت و احترام است.

در رابطه با اوصاف یاران حضرت مهدی (عج) روایات چندی نقل شده است یکی از جله این راوبان «ابوالقاسم فضیل بن یسار بصری» از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است.

فضيل بن يسار از امام صادق(ع) نقل کرده است: «خزينه‌اي در طالقان است كه نه طلاست و نه نقره و بيرقي است، از روزي كه پرچمش پيچيده شده تا به حال گشوده نشده و پاره‌اي از مردان در آنجا هستند كه دل‌هاشان مانند پارة آهن است و در توحيد الهي هرگز ايشان را شك عارض نمي‌شود. ايشان از سنگ سخت‌ترند. اگر ايشان را به كوه‌ها دچار كنند، هر آينه آنها را از جا بركنند و با بيرق‌هاي خود هيچ شهري را قصد نمي‌كنند مگر آنكه او را خراب مي‌كنند و در روي اسب‌هاشان زين‌هاي طلا مي‌باشد و خودشان را براي بركت به زين اسب امام(ع) مي‌مالند و آن حضرت را به ميان مي‌گيرند و خودشان را براي او سپر مي‌كند و او را در جنگ‌ها محافظت مي‌نمايند و هر چه آن حضرت مي‌خواهد به انجام مي‌رسانند و در ميان ايشان مردماني هستند كه شب‌ها نمي‌خوابند»، تا آنكه فرمود: «خلايق را به شهادت كلمة طيبه دعوت مي‌نمايند و آرزو مي‌كنند كه در راه خدا كشته شوند، شممزار شعیب صالح طالقانیعارشان يا لثارات الحسين(ع) است. وقتي كه آن لشكر رو به سمتي مي‌گذارد رعب و بيم ايشان تا يك ماه پيشاپيش به دل‌هاي خلايق مي‌نشيند».

رجعت در نزد شیعه

یكی از اعتقادات ویژه‌ای كه شیعه دوازده امامی آن را باور دارد، عقیده به رجعت است. رجعت در لغت به معنای بازگشت است. معنی اصطلاحی رجعت از دیدگاه شیعه این است كه خداوند (هم زمان با ظهور حضرت مهدی(عج« شماری از امت محمد(ص) را پس از مرگشان و پیش از قیامت بر می انگیزاند واین باور از ویژگیهای مذهب آل محمد(ص) می باشد كه قرآن نیز بر درستی آن گواهی می دهد.(1)

دانشمند بزرگ شیعه، مرحوم سید مرتضی علم الهدی عقیده بر رجعت از دیدگاه امامیه را چنین توضیح می دهد: باور شیعه امامیه این است كه خداوند متعال به هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهی از شیعیان راكه پیش از ظهور آن حضرت از دنیا رفته اندبه این جهان باز می گرداند تا آنان به پاداش یاوری و همراهی و درك حكومت آن وجود مقدس نایل گردند. همچنین خداوند برخی از دشمنان آن حضرت را زنده می كند تا از آنان انتقام گیرد، بدین صورت كه آشكار شدن حق و بلندی مرتبت پیروان حق را بنگرند و اندوهگین شوند.(2)[1]

از دیدگاه دانشمندان شیعه، هیچ گونه تردیدی در اصل «رجعت» وجود ندارد[2] و همه عالمان بزرگ شیعی اعتقاد به رممزار شعیب صالح طالقانیجعت را از ویژگی های پیروان اهل بیت بر شمرده اند.

  رجعت شعیب بن صالح

شعیب بن صالح فرمانده رشیدی است که حسب آنچه در روایات به آنها اشاره شده، در سمت ریاست قوای نظامی سید خراسانی، او و یاران ایرانی‌اش را در حرکت به سوی عراق و سرکوبی بخشی از سپاه سفیانی و بالاخره، ملاقات با امام زمان (ع) در روزهای آغازین قیام یاری می‌دهد. در روستای اوانک طالقان دو برادر از تبار اجداد پاک و طاهر طالقانیان در تیره تراب آرمیده اند.

شعیب و علی پسران صالح طالقانی که در قرن دوم هجری در ا منطقه طالقان می‏زیسته اند

مزار مطهر شعیب ابن علی طالقانی در روستای اوانک و دل طبیعت زیبای طالقان قرار گرفته است.مزار در ساختمانی ساده به مساحت 20 متر از خشت بنا شده است که با کاه گل اندود شده و بمزار شعیب صالح طالقانیر فراز آن شیروانی قرار گرفته است. ضریح نیز عبارت از صندوق جوبی که تقریباً بدون تزئین و منبت با پارچه پوشیده شده است.مزار در 300 متری سه راه آوانک به طرف غرب و در جنوب جاده اسفالته شهرک-جوستان مابین جاده و رودخانه شاهرود موقعیت دارد.

****************
علی صالح طالقانی برادر شعیب  مشهور به شیخ ابری است.این اشتهار به دلیل ملاقات شیخ با حضرت ولیعصر (عج) و عزیمت او با«ابر» از محل ملاقات تا طالقان به وی نسبت داده شده است.

در روستای اوانک یکی از فامیلی های اهالی، ( غمامی ) است.غمام به معنای ( ابر ) لغتی عربی می‏باشد.

قرنها است که داستان علی صالح طالقانی مشهور به شیخ ابری سینه به سینه نقل شده است. کهنسالان باریکان نیز نکته هائی در باره شیخ ابری بازگو میکنند . اما برای استناد به منابع مکتوب می توان به کتاب «مناقب آل ابي طالب(ع) نوشته ابن شهر آشوب مازندراني، جلد چهارم، بخش في خرق العادات له(ع)،مرقد علی صالح طالقانی-شیخ ابری انتشارات دارالاضواء و «بحارالانوار»، جلد 48، صفحة 9 باب معجزات است ،مراجعه کرد که در آن واقعه شرح داده شده است.

«علی بن صالح طالقانی گوید: در یک سفر دریائی کشتی ما دچار طوفان شد و تمام افراد غرق شدند. من نیز به تخته ای چسبیده بودم و سه روز با مرگ دست و پنجه نرم می کردم تا به لطف الهی امواج دریا مرا به جزیره سرسبزی انداخت، از شدت خستگی از حال رفته بودم، سرانجام از سر و صداهای مبهمی وحشتزده از جای جستم.

دیدم دو حیوان عجیب و غریب به جان هم افتاده و سر و صدا می کنند، چشمشان که به من افتاد به داخل دریا جهیدند، در این هنگام پرنده عظیمی که در حال فرود بود توجه مرا جلب نمود، این پرنده در دامنه کوهی که نزدیک من بود برابر غاری بر زمین نشست.

حس کنجکاوی من تحریک شد، برای تماشای بهتر این پرنده غول پیکر برخاستم و خود را لابه لای درختان پنهان کردم و به او نزدیک شدم ولی وقتی وجود مرا حس کرد بال گشود و پروازکنان دور شد.

آهسته به غار نزدیک شدم، ناگهان از درون غار صدای تسبیح و ذکر شریف لا اله الا الله، الحمدلله الله اکبر و تلاوت قرآن به گوشم خورد.

خوشحال جلو رفتم، نزدیک درب غار که رسیدم، صدائی از درون غار بیرون آمد: ادخل یا علی بن صالح الطالقانی. (علی بن صالح طالقانی به فرما داخل، خدا تو را رحمت کند)

بکلّی ترس من زائل شد وارد شدم و سلام کردم.

مردی جلیل القدر، خوش سیما و درشت چشم نشسته بود که جواب سلام مرا داد و فرمود: خداوند ترا به تشنگی و گرسنگی و ترس امتحان فرمود و سرانجام بر تو مرحمت نمود، ترا از سختیها رهانید، من می دانم که در فلان ساعت سوار کشتی شدی و این مدّت در سفر دریائی بودی و در مرقد علی صالح طالقانی-شیخ ابریاین تاریخ دچار حادثه شدی و سه روز سرگردان امواج بودی و تصمیم گرفتی به خاطر سختیها دست به خودکشی بزنی و خود را به دریا بیفکنی وغرق سازی، ولی پشیمان شدی و در فلان موقع نجات یافتی و نزاع آن دو حیوان دریائی بیدارت کرد و پرنده عظیم حواست را بدین جا جلب نمود، بیا بنشین، خدای ترا رحمت کند.

قصه عجیبی بود، گفتم: شما را به خدا قسم! احوال مرا از کجا دانستی؟

فرمود: خدای دانای غیب و شهود مرا مطّلع فرموده است، همو که همواره تورا می بیند سپس فرمود: گرسنه هستی و دعائی نمود که متوجه مضمون آن نشدم، فقط دیدم غذائی حاضر گشت.

فرمود: بیا از روزی خدا بخور من هم خوردم، عجب غذائی تا کنون بدان خوبی نخورده بودم همچنین مرا به همان طریق آبی گوارا نوشاند و آنگاه دو رکعت نماز خواند و فرمود: دوست داری به شهر خود برگردی؟

گفتم: چگونه چنین چیزی می شود؟

فرمود: کرامت خداوندی است که ما در حق دوستانمان می کنیم و سپس دعائی خواند که نفهمیدم و فقط قسمت کلمه الساعه الساعه (هم اکنون هم اکنون) را فهمیدم.

توده های ابری بر در غار دیده شد که تک تک نزدیک می آمدند و به صدای رسا می گفتند: سلام علیک یا ولی الله و حجته.

او جواب می فرمود: علیک السلام و رحمه الله و برکاته ای ابر مطیع به کدام سمت میروی؟

ابر پاسخ می داد: فلان جا .

سپس می پرسید: ابر رحمتی یا ابر بلا؟ بارش رحمت می بری یا بارش عذاب؟

ابر پاسخ می داد.

سرانجام ابر درخشان بزرگی پدیدار شد و پس از سلام و جواب،امام از او پرسید: کجا می روی؟

ابر پاسخ داد: طالقان .

پرسید: ابر رحمتی یا ابر عذاب؟

گفت: ابر رحمت.

فرمود: این امانت الهی را بخوبی تحویل بگیر و به طالقان برسان.

ابر گفت: سمعا و طاعه، شنیدم و مطیع فرمانم.

فرمود: فاستقری باذن الله علی وحدالارض. (با اذن الهی بر زمین قرار گیر).

ابر بر زمین مستقر شد، او بازوی مرا گرفت و مرا بر فراز ابر نشاند.

گفتم: شما را به خدای بزرگ و بحق رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و بحث سیدالوصیین امیرالمؤمنین و ائمه هدی علیهم السلام سوگند می دهم خود را معرفی کنید که سخت مورد مرحمت الهی هستی و جلیل القدر.

فرمود: ای علی بن صالح، زمین هرگز به اندازه لحظه ای از حجّت الهی خالی نمی شود و همواره حجّت الهی در زمین خواهد بود یا به صورتی آشکار و یا به صورتی مخفی، من حجت ظاهر و باطن و حجت جاودان الهی و وصی رسول خدا در این زمان، موسی بن جعفر هستم. من متوجه امامت حضرت و پدرانش شدم.

حضرت فرمان حرکت صادر نمود و ابر در زمان کوتاهی در کمال آرامش مرا در طالقان بر زمین گذاشت.»

این واقعه را شاعری خوش ذوق به نظم درآورده است:

روايت نموده علي بن صالح

كه از صالحين باشد او نيست طالح

كه سالي به دريا سفر كرده بودم

بسي مال به همراه خود برده بودم

ز باد حوادثمرقد علی صالح طالقانی-شیخ ابری شد كشتي‌ام غرق

ندانم سر از پا من از خوف جان غرق

نماند از الم بر دلم صبر و تابي

مرا عقل پي زد كه تا كي بخوابي

توسل بجو بر امام زمانت

كه تا گردي ايمن از اين غم رهانت

توسل بجستم به موسي بن جعفر(ع)

امام زمان بود و بر خلق رهبر

وزيدم در آن لحظه باد مراد

ز غرقاب دريا نجاتم بداد

شدم وارد آن مكان بي درنگ

بديدم بسي ميوه‌ها رنگ رنگ

چون خوردم از آن ميوه‌ها پر ز آب

به چشم من آمد در آن لحظه خواب

صداي نهيبي شد آن دم بلند

كه از جا بجستم مثال سپند

بديدم يك مرغي خوش خط و خال

كه از عشق آن مرغ رفتم ز حال

مرا عشق آن مرغ سويش كشيد

چو نزديك آن مرغ رفتم پريد

به دنبال آن مرغ گشتم روان

بناگاه مغاره‌اي شد عيان

بگفتم ملك باشد اينجا مگر

در اين جايگه ره ندارد بشر

صدايي از آن غار آمد برون

كه اُدخل علي بن صالح درون

شدم مات و مبهوت وارد به غار

درخشنده ديدم مهي گل‌عذار

بديدم كه مشغول بد بر نماز

بدي با خدا مرقد علی صالح طالقانی-شیخ ابریگرم راز و نياز

به امرش نمودم من آنجا قعود

در لطف و احسان برويم گشود

به من گفت آن شاه والا مقام

كه باشد تو را ميل سوي طعام

بگفتم كه آري نخوردم غذا

در اين چند روز اي شه باوفا

لبان گهربار از هم گشود

به درگاه ايزد دعايي نمود

عيان شد برم سفره‌اي از طعام

كز او بوي مشك آمدم بر مشام

چو خوردم غذا سفره برچيده شد

به چشم من آن لحظه پوشيده شد

به من گفت آن خسرو نيك خو

سوي طالقان باشدت آرزو

بگفتم كه آري به جز طالقان

ندارم دگر حاجتي در جهان

دعا كرد آن شاه والا جناب

عيان قطعه ابري شدي با شتاب

بگفتا كه مأموري بر طالقان

بگفتا نه اي خسرو انس و جان

مرا پس مرخص نمود آن جناب

عيان شد دگر ابري با شتاب

به يك لحظه نه ابر گشتي پديد

بر آن عزيز خداي مجيد

نهم ابر يك قطعه ابر سپيد

به پابوس آن ماه كنعان رسيد

بگفتا كه من مي‌روم طالقان

ببارم به امر خداي جهان

شدي پهن از امر آن شهريار

مرا كرد بر ابر آندم سوار

بگتفم كه اي خسرو مه جبين

به ذات خداوند جان آفرين

كه تو كيستي نام خود گو به من

كه كردي مرا فارق از اين مِحن

بگتفا كه من سبط پيغمبرم

امام زمان موسي جعفرم

منم يار و غمخوار بر شيعيان

كه غافل از ايشان نيم يك زمان

شود جان فداي تو اي باوقار

به اين قدرت و قوت و اقتدار

چه‌ها كرد هارون به اين حق پرست

دل خاتم الانبيا، را شكست

شيخ زين العابدين عابدینی طالقانی که به دلیل کرامات و ويژگيهای برجسته اخلاقی در میان مردم به " لسان الغيب " و " شيخ آقا " مشهور است از عرفای بنام و سرآمد سالکان الی الله و از اهالی روستای هرنج بود وی به زیارت قبور امام زادگان علیه السلام علاقه زیادی داشت و مرتب به زیارت آنها می رفت و به زیارت علی بن صالح علیه السلام و شعیب بن صالح علیه السلام در ایوانک علاقه فراوانی داشت.

بررسی و تحقیق:فرهاد باریکانی-فروردین 90



[1] -1.در زيارت جامعه مي خوانيم «... من به هم آنچه شما به آن مومن هستيد ايمان دارم ... به شما معترف و به بازگشت شما معتقد هستم و رجعت شما را تصديق مي نمايم به انتظار فرمان و دولت شما به سر مي برم ».

2. در زيارت وارث مي خوانيم «و اشهد الله ... و بايابکم موقن؛ خدا و ملائکه و انبياء و رسولان را گواه مي گيرم که به شما مومن هستم و به بازگشت شما يقين دارم».

[2] - مرحوم علامه مجلسی در كتاب گرانسنگ بحار الانوار می فرماید: عقیده به رجعت، در تمام دوران ها مورد اتفاق مذهب شیعه بوده و این سخن چندان آشكار است كه كسی نمی تواند به انكار آن برخیزد.(3)

شیخ مفید و سید مرتضی نیز اعتقاد به رجعت را نزد شیعه اجماعی شمرده‌اند.(4)

مرحوم شیخ حر عاملی می فرماید: فراوانی شمار نویسندگانی از شیعه كه روایات مربوط به رجعت را در كتاب های خویش گرد آورده اند- كه تعداد آن از هفتاد كتاب بیشتر است - دلیل بر قطعی بودن اعتقاد به رجعت از دیدگاه شیعه است.(5)

شیخ صدوق نیز اعتقاد به رجعت را از ویژگی های پیروان تشیع دانسته است.(6)


طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال