مدنیت طالقان به دوران قبل از میلاد مسیح علیه السلام می رسد . شواهد تاریخی اثبات می کند که مدنیت در بعضی بخش های طالقان به بیش از 4000 سال پیش می رسد .
احتمالات تاریخ باستان گواه این مطلب است که طالقان تابع تاریخ قوم ماد بوده و یا دست کم از حوادث تاریخی ، مذهبی و اجتماعی مردم این منطقه به دور نبوده است.

اولین کسی که طالقان را از قلمرو « آماردها » دانسته ، آقای محمد علی گلریز در کتاب مینودر ( باب الجنه ) سال 1364 صفحه 24 بوده است .
« از گواهی های نویسندگان کلاسیک درباره زیستگاه آماردها بر می آید که ایشان میان کادوسی ها و تپور ها یعنی در بخشهای کنونی آمل و نوشهر و شهسوار و تکابن و طالقان و رودبار و الموت می زیسته اند » همین طور استنتاج ها و یافتن قرینه ها و اشارات جغرافیایی و نژادی نشان می دهد ، طالقان در زمان ایران باستان جزئی از سرزمین ماردها بوده است .
ابتدا متون منابع کهن مانند کتاب اوستا ، هرودوت ، سپس متون معاصر ،بررسی می گردد .
واژه «مرد»در گات ها ( اوستا ) به صورت « مرت » که در فرس هخامنشی « مرتیه » در پهلوی « مرتوم » و در فارسی « مردم » آمده است ، صفت است . یعنی ( در گذشتی ) ، ( نیست شدنی ) از ریشه مر است که در فرس هخامنشی به معنی « مردن » و در پهلوی «مورتن » است .
مرد یا مردم در فارس باستانی « مرتی » از ریشه « مر» به معنی مردن است . مارکوات لفظ مرد را به معنی « موذی » و هردوت از مارد به معنی « متقلب » نام برده است . به زبان ایرانی و بومی مرد _ آیمرد است و واژه های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی – آی مردی – جوانمرد – جانمردی – گيله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان به کار برده می شود . از نام باستانی این گروه سرچشمه می گیرد . در وندیداد ( اوستا ) فرگرد نخستین نیز از «مردها » ذکری به میان نرفته است ، ولی از این قوم با صفت اهریمن یاد شده است ، سومین و بهترین جا که اهورامزدا آفریدم مرو (مرگیانا ) نیرمند ، راستکار است . انگره مینو ( اهریمن مرگزا ) در مقابل آن مردها را آفرید » پس
از فرگرد ( فصل یا بخش ) نخستین چنین می توان نتیجه گرفت ، که مردها یکی از قبایل قومی و مذهبی بودند ، که با قبایل زرتشتی ایران دشمنی می ورزیدند . همچنین استنباط می شود که دامنه تصرفات آماردها ، تا نزدیکی مرو را شامل می شده است .