عکسهائی داغ از زمستان سرد طالقان
آقای مهدی باریکانی که هر از گاهی عکسهای زیبائی ارسال می کنند در جمعه 24 دی مهمان طبیعت طالقان در یک روز سرد زمستانی بود.
مهدی که با پدرش- آقا رجب- به باریکان رفته بود ،دست خالی بازنگشت .البته عکسها احتمالاً با دوربین تلفن همراه گرفته شده است و لذا کیفیتش اندکی افت دارد، اما در عین حال به خوبی حس سرما در طبیعت زیبای زمستانی را القاء می نماید. سه قطعه از عکسها به کاربران محترم تقدیم می گردد.
برای مشاهده در ابعاد بزرگتر ،روی عکسها کلیک فرمائید!
« نخبگان جوان باریکان»
در پست بعدی گزینهای تحت عنوان « نخبگان جوان باریکان» به سایت اضافه خواهد شد که بتدریج برخی از جوانان موفق باریکانی به کاربران محترم معرفی می شوند.
امید است که با نقد و پیشنهاد سازنده و نیز معرفی جوانان برگزیده ،مجالی برای معرقی بیشتر جوانان پیشرو باریکانی و منسوبین باریکان به جامعه مجازی طالقان فراهم آید.
استادغلامحسین امیرخانی در زمستان سال1318در روستای شهراسر از توابع شهرستان طالقان استان البرز که از دیرباز مهد بزرگان خوشنویسی این مرز و بوم مانند استاد درویش عبد المجید طالقانی-استاد بوذری وغیره...بوده به دنیا آمدند.و با بعضی کتب مذهبی آشنایی پیدا کردند.
در5 سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرده و تحصیلات ابتدایی را را در محله{ظهیرالاسلام}و {بهارستان}گذراندند و ادامه تحصیلات هم با قبول مسئولیت زندگی به صورت شبانه انجام شد.
در 18سالگی با مرحوم استاد الاساتید سید حسین میرخانی که آن زمان در انجمن خوشنویسان حضور داشتند آشنا شدند وخوشنویسی را{ که علاقه به آن از کودکی در ضمیر پاک استاد وجود داشت}به صورت حرفه ای دنبال کردند.
پس از سه سال کسب فیض و اخذ تعلیم از کلاس سراسر عرفان و اخلاق استاد میرخانی به استخدام وزارت فرهنگ درآمدند.

در سال1344به عنوان مدرس انجمن خوشنویسان فعالیت آموزشی خود را آغاز کردند.سپس به عضویت هیات امنا انجمن و در سال 1353به افتخار استادی خوشنویسی نایل آمدند. در سال 1358مسئولیت سرپرستی انجمن خوشنویسان به ایشان سپرده شد .استاد هم اکنون ریاست شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران را بر عهده دارند.
استاد ميرخاني در نگارش خط نستعليق از ريز و درشت دستي قوي و سلطه يي فراوان دارد.
یکی از کارهای استاد که در وصف طالقانیان با شعری از استاد جسن پورزاهد به کاربران تقدیم می شود.
.این نمونه خوشنویسی استاد که شعری به گویش طالقانی است ،با منظور خاصی برای باریکانیان انتخاب شده است که در پست بعدی انشاء الله به آن پرداخته خواهدشد.
آشنای گمنام:مشهدی ربایه باریکانی
******************
پست شماره 3-هفته اول بهمن
در ادامه سلسله مطالب مربوط به خانم ربابه باریکانی احتمالاً کاربران محترم حدسهائی زده اند و یا حتی بعضی واقعیت ماجرا را می دانند.
اما انچه بهانه شد تا به معرفی این شخصیت از پیران فرزانه باریکان اهتمام شود، اقدامی خداپسندانه است که این بانوی محترم در امکان گسترش مسجد باریکان داشته است.البته تا همت «ما» در تحقق این امکان جه باشد...؟!!


برای مشاهده در ابعاد بزرگتر ،زوی تصویز کلیک فرمائید!
ایشان در مجاورت مسجد داری منزل شخصی است که به وی به ارث رسیده و مدتها پس از ادواج با مرحوم ایوب باریکانی نیز در آن زندگی میکرده است.
خانم ربابه باریکانی این خانه را به منظور الحاق به مسجد باریکان وفف نموده است .اینک در این پست وفف نامه را که مزین به استفتاء جضرت ایت الله مکارم شیرازی است ،نقذیم می گردد تا در پست بعدی انشاءالله به اصل ماجرا و اقدامی که اخیراً برای استفاده بهینه از نیت واقف محترمه اشاره گردد.

***********
پست شماره 1-هفته دوم دی 90
در پست قبل خواندید:این خانم کهنسال از یادگاران باریکان را در یک روز سرد زمستانی در خانه ای محقر در نظام آباد ملاقات کردم.همچنان گرم و شیرین سخن می گفت .با وجود سالها زندگی در تهران،اما گویش طالقانی را با همان حلاوت بر زبان جاری می ساخت.
از روزگاران دور خاطراتی ناب و زلال را به گوش جان شنیدیم و با او به آن سالها سفر کردیم.با آنکه بیمار بود ،اما خنده هایش در فضای اطاق کوچکش طنین انداز شد.با وجودی که دست و پائی نداشت،اما مصرانه بر پذیرائی و آوردن چای و شیرینی و میوه اصرار می ورزید.
او کیست؟بعدها بیشتر با او آشنا خواهید شد.
*********************
پست شماره 2 -هفته آخر دی 90
در این پست این دو قطعه عکس که در ارتباط با این بانوی محترم است به خوانندگان تقدیم می شود.اینک وقت آن است که دوستانی که مایلند در رابطه با ایشان مطالبشان را ارسال فرمایند .